سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
397
تاريخ ايران ( فارسى )
آنها جنگ ميكنند ولى بعد بمرور زمان توطن اختيار كرده نسبة تربيت شده تمدن پيدا كردند ، اگرچه بسيارى از آنها تا ساليان دراز براهزنى و گرفتن باج به زور از عاجز و مسافر ميپرداختند . تقسيم كشورهاى اسكندر بعد از هجوم گالىها فتنهء طائفهء سلت دورهء معاصرين اسكندر كبير را خاتمه داده و پس از آن بر خرابههاى دولت اسكندر سه دولت بزرگ باقى مانده با كشورهاى كوچك چندى كه در حولوحوش آن سه دولت بزرك بطور استقلال ميزيستند . اما از ميان اين سه دولت بزرگ مهمتر از همه از حيث وسعت خاك و جمعيت و منابع ثروت دولت سلوكى بوده است . اين خاندان بواسطهء خويشى و قرابتى كه با خانوادهء سلاطين مقدونيه داشتند كارشان بالا گرفته و قدرتى بسزا حاصل نمودند زيرا بطوريكه ذكر شد سلوكس نيكاتور استراتونيس خواهر آنتيگون گوناتا را ازدواج نمود و بعد پسرى كه از زن ديگر داشت و جانشين او ميگرديد به آن زن عاشق شد و پدر براى اينكه پسرش را از خود راضى بدارد اقدام بامرى شنيع نموده آن زن را طلاق گفته به او واگذاشت و نيز يكى از دختران سلوكس كه از زن اولش بود به دائى خود شوهر كرد . از اين وصلت نيز بر استحكام مبانى اتحاد اين دو خانواده افزود . ديگر دولت مقدونيه كه آن از همه كوچكتر و كمثروتتر بود ، اين دولت بواسطهء حيثيت و عنوان و نيز مردان جنگجوئى كه داشت مادر ممالك محسوب ميشد ولى ضعيف تر از دو دولت ديگر باقيمانده بود و دولت ديگر مصر بود كه بواسطهء كثرت محصول و اتصال ايالات و نواحى آن بهم و نيز موقع منيع و نيروى دريائى و رواج بازرگانى استيلا و قدرتى بسزا داشت . جزيرهء قبرس جزء وى بوده و نيز بر اتحاديه جزائر سيكلاد قيمومت و نظارت داشت و آنوقتيكه با خاندان سلوكى بناى خصومت را گذاشت قواى مخصوص خود را ظاهر ساخته توانست بسيارى از بنادر و سواحل آسياى صغير يونان را در زير نفوذ خود درآورد و آن در عين حال مشابهتى بآتن داشت كه غير از جزائر و نقاط ساحلى قواى خود را براى استملاك يا استعمار جاهاى ديگر به كار نمىبرد . خاندان سلوكس و بطلميوس بواسطهء ازدواج آپاما دختر سلوكس به ماگا نابرادرى بطلميوس دوم بهم متحد شده بودند . اين سه دولت مهم لشكر ملى از خود نداشتند بلكه تكيهگاهشان بلشكريان مزدور يونانى بود